شعر،شعار،شعور

بسمه تعالی ▫️

#شعر_شعار_شعور

به انقلاب که رسیدم سوار موتور شدم تا به اوج برسم. راه را به گفت و گو گذراندیم. بعد از آن که پیاده شدم گفت که پاتوق اش گوشه ی انقلاب است و به او سر بزنم. 

نشست های اوج با گعده های صمیمی بعد اش دلپذیر تر می شود. عصر شعر "از حرف تا عمل" هم گعده خاص خودش را داشت. با شاعر " در بند کسی باش که در بند حسین است " و شاعری دیگر‌ از دیار بانوی آفتاب آشنا شدم. در حوالی آشنا شدن یاد آن حکایت بوسیدن پای دزدی افتادم که وقتی علتش را جویا شدند گفت که این مرد در کار خود تمام بود. با پیرمرد خوش مشربی آشنا شدم که در کار نوشتن تمام‌ بود. انتشار صد و پنجاه عنوان کتاب تا همان ساعتی که ما پیشش بودیم. بی تعارف و خودمانی تعریف می کرد و سخن می گفت. بی آن که مهم باشد منی که کنار او نشسته ام چقدر از فرهنگ و ادب با خبر هستم. اهمیت کتاب تا حدی برای او مهم بود که می گفت گاهی بر این اوضاع گریه می کنم. حفیظی ها گوشه گیر های این انقلاب هستند. باید فردی پیدا شود حوالی انقلاب که می رسد سری به آن ها بزند و گفت و گویی کند. حوالی انقلاب انسان های بسیاری هستند که حرف برای گفتن دارند. باید از بهارستان و پاستور و کشاورز به سمت انقلاب آمد. از عمل ها هم اگر حرفی نبود باید با مردم گفت و گو کرد . با همین مردم باید از انقلاب به اوج رسید.

▫️

📅پنجشنبه ۱۱ مرداد ۹۷

📝سید مجتبی طباطبایی

/ 0 نظر / 17 بازدید